بلاگ

آیا روندهای سلامتی مانند «پوسیدن در رختخواب» مرز بین استراحت و بیماری را محو می‌کنند؟

نویسنده میا بارنز

در پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک و اینستاگرام، موج جدیدی از ترندهای مرتبط با "سلامت روان و جسم" در حال بازتعریف مفهوم استراحت است. یکی از پرطرفدارترین این ترندها، "پوسیدیدن در رختخواب" (bed rotting) نام دارد — یعنی گذراندن زمان طولانی در تخت، اغلب به عنوان شکلی از خودمراقبتی... کاربران خود را در پتو پیچیده، در میان خوراکی‌ها و صفحه‌نمایش‌ها نشان می‌دهند و اعلام می‌کنند که برای سلامت روانشان، عمداً هیچ کاری نمی‌کنند.

"bed rotting" دقیقا چیست؟

اصطلاح "bed rotting" نخستین‌بار در تیک‌تاک رایج شد و از آن زمان به یک ترند سبک زندگی تبدیل شده است. ویدیوهایی با هشتگ #bedrotting میلیون‌ها بازدید دارند و معمولاً افرادی را نشان می‌دهند که تمام روز را در تخت گذرانده‌اند. برخی این کار را واکنشی به فرهنگ «سخت‌کوشی افراطی» می‌دانند. برخی دیگر آن را لازمه‌ی ریکاوری پس از فرسودگی شغلی معرفی می‌کنند.

در تئوری، استراحت هدفمند، سالم و ضروری است — به‌ویژه در فرهنگی که ارزش فرد را با میزان بهره‌وری او می‌سنجد. اما این ترند زمانی مسئله‌ساز می‌شود که بین استراحت انتخابی و گاه‌به‌گاه، و واقعیت زیسته‌ی افرادی که به دلیل بیماری‌های مزمن یا شرایط سلامت روانی ناچارند در تخت بمانند، تمایز قائل نمی‌شود.

بیماری مزمن یک ترند نیست

برای افرادی که با بیماری‌هایی مانند فیبرومیالژیا، سندروم خستگی مزمن، لانگ کووید، لوپوس، بیماری التهابی روده یا اختلال افسردگی اساسی زندگی می‌کنند، ماندن در رختخواب نه یک استراحت، بلکه یک ضرورت پزشکی است. این وضعیت معمولاً با خستگی ناتوان‌کننده، درد، مه مغزی و از دست دادن استقلال همراه است. زمانی که اینفلوئنسرها زندگی در رختخواب را با نور ملایم و زیبایی‌شناسی پاستلی رمانتیک می‌کنند، این خطر وجود دارد که واقعیت‌های جدی این بیماری‌ها را بی‌اهمیت جلوه دهند.

بسیاری از اعضای جوامع مرتبط با بیماری‌های مزمن و ناتوانی، نگرانی خود را درباره این موضوع ابراز کرده‌اند. آن‌ها سال‌ها تلاش کرده‌اند تا دیگران را قانع کنند که تجربه‌شان واقعی است و باید مورد احترام و حمایت قرار گیرد، اما اکنون شاهدند که برخی به‌سادگی سبک زندگی‌شان را برای جلب توجه آنلاین تقلید می‌کنند — بدون درد، بدون انگ اجتماعی، و بدون هزینه‌های درمانی.

چرا موضوع مهم‌تر از آنی است که به نظر می‌رسد؟

وقتی مرز بین بیماری واقعی و «تن‌آساییِ مد روز» مخدوش می‌شود، تبعاتی جدی در پی دارد:

تغییر برداشت عمومی: اگر "bed rotting" به عنوان یک حس و حال بامزه یا راه فراری لذت‌بخش شناخته شود، ممکن است دیگران نیازهای واقعی کسانی که به دلایل پزشکی ناچارند در تخت بمانند را نادیده بگیرند.

افزایش گسلایتینگ پزشکی: افراد مبتلا به بیماری‌های مزمن، همین حالا هم با میزان بالایی از بی‌اعتنایی و انکار پزشکی مواجه‌اند. ترندهایی که این تجربیات را سطحی جلوه می‌دهند، این مشکل را تشدید می‌کنند.

آسیب به جریان آگاهی‌بخشی: تلاش برای آگاه‌سازی درباره بیماری‌های مزمن از پیش چالش‌برانگیز بوده است. وقتی برخی از این وضعیت‌ها صرفاً برای گرفتن لایک به کار گرفته می‌شوند، اعتبار و اصالت پیام آسیب می‌بیند و تصویر عمومی بیماری دگرگون می‌شود.

اینترنت سال‌هاست که سختی‌ها را به چیزی «زیبا» یا «قابل همذات‌پنداری» تبدیل کرده است. ویدیوها اغلب نسخه‌ای فیلترشده از رنج‌ها را نشان می‌دهند — جوراب پشمی، نوشیدنی گرم، پتوی نرم و کپشن‌های بامزه. اما آن تصویر، واقعیت تلخ و دشوار بسیاری از افراد مبتلا به بیماری مزمن را پنهان می‌کند.

آیا جنبه‌های مثبتی هم وجود دارد؟

عادی‌سازی استراحت، مشکل نیست. اختصاص‌دادن زمان برای استراحت — به‌ویژه در دنیای پسا‌همه‌گیری که فرسودگی مزمن رایج است، امری حیاتی است. نسل‌های جدید مانند نسل زد فرهنگ تلاش افراطی را رد کرده‌اند و دوباره سلامت روان را در اولویت قرار داده‌اند. ترندهایی مانند bed rotting می‌توانند آغازگر گفت‌وگوهای مهمی باشند، گفتگوهایی درباره:

  • تأثیر فرسودگی بر عملکرد روزمره
  • ماهیت سمی بهره‌وری بی‌وقفه
  • ضرورت تعیین مرزها و شنیدن صدای بدن

حتی می‌توانند مانند زنگ هشداری عمل کنند. اگر مکرراً احساس خستگی، بی‌حوصلگی ذهنی یا فرسودگی جسمی دارید، شاید وقت آن رسیده که عمیق‌تر بررسی کنید.

مراقبت پیشگیرانه در این‌جا نقش کلیدی دارد. برای افراد ۲۰ تا ۲۹ سال، چکاپ‌های منظم می‌توانند مشکلات را زود تشخیص دهند، کیفیت زندگی را بهبود ببخشند و حتی عمر را افزایش دهند. بسیاری از بیماری‌های مزمن مانند فشار خون بالا، دیابت و اختلالات خلقی بدون مراقبت‌های روتین، تشخیص داده نمی‌شوند.

وقتی ترندهای آنلاین جای مشاوره پزشکی را می‌گیرند:

یکی از خطرات پنهان این ترندها، جایگزین شدن آن‌ها با مراقبت حرفه‌ای است. اگر دائماً افرادی را ببینید که ماندن در رختخواب را عادی‌سازی می‌کنند، ممکن است وسوسه شوید که علائم جدی خود را تنها به خستگی نسبت دهید. در حالی‌که خستگی مداوم، خلق پایین و بی‌میلی به انجام کارهای روزمره می‌تواند نشانه‌هایی از افسردگی باشد. خود‌تشخیصی یا اتکا به ترندها به‌جای مراقبت تخصصی، رویکردی خطرناک است.

سازندگان محتوا و مخاطبان چه نکاتی را باید در نظر بگیرند؟

گفت‌وگو پیرامون bed rotting و بیماری مزمن، در واقع درباره محدودکردن افراد برای استراحت نیست — بلکه درباره نحوه‌ی بازنمایی عمومی این رفتارهاست.

اگر سازنده محتوا هستید:

به مخاطبان اطلاعاتی درباره زمینه بدهید: دلیل استراحتتان را توضیح دهید و اگر این انتخاب برایتان ممکن است، به امتیازتان اذعان کنید.

بیماری را به زیبایی‌شناسی تبدیل نکنید: می‌توانید روزهای بی‌انرژی را صادقانه نشان دهید، بی‌آنکه علائم را رومانتیک یا ترندی جلوه دهید.

صدای افراد دارای ناتوانی را تقویت کنید: کسانی که با بیماری‌های مزمن زندگی می‌کنند، از قبل در حال روایت داستان خود هستند — آن‌ها را حمایت کنید، نه این‌که صدایشان را کم‌رنگ کنید.

اگر مخاطب هستید:

نسبت به محتوایی که می‌بینید، آگاه باشید: هر چیزی که می‌بینید، بازتاب یک تجربه‌ی واقعی نیست.

آگاهانه آموزش ببینید: تفاوت بین استراحت به عنوان یک انتخاب خودمراقبتی و استراحت به عنوان یک ضرورت پزشکی را درک کنید.

استراحت ارزشمند است، اما بیماری ترند نیست

رسانه‌های اجتماعی می‌توانند بستری قدرتمند برای ارتباط، آسیب‌پذیری و بازنگری هنجارهای زیان‌بار فرهنگی باشند. اما همچنین ممکن است مرزهایی را که باید شفاف بمانند، محو کنند — به‌ویژه در زمینه سلامت. ترندهایی مانند bed rotting می‌توانند دریچه‌ای برای گفت‌وگو درباره فرسودگی، بیماری روانی و خستگی مزمن بگشایند، اما نباید بیماری واقعی را به یک زیبایی‌شناسی سبک زندگی تبدیل کنند.

 

لینک مطالعه مقاله اصلی در سایت روان‌شناسی روز:

https://www.psychologytoday.com/us/blog/brain-boost/202505/do-social-media-trends-glamorize-chronic-illness