بلاگ

آخرین مطالب علمی و آموزشی پرتو اندیشه

درک اثر پیگمالیون

درک اثر پیگمالیون[1]
دکتر رابرت بروکس

در دهه ۱۹۶۰، آزمایشی در دانشگاه داکوتای شمالی نشان داد که انتظارات افراد می‌توانند واقعاً عملکرد موجودات زنده را تحت تأثیر قرار دهند. در این آزمایش، به نیمی از دانشجویان گفته شد موش‌های آن‌ها دارای استعداد ژنتیکی برای یادگیری مسیرهای پیچیده در ماز هستند ("موش‌های باهوش")، و به نیم دیگر گفته شد که موش‌های آن‌ها توانایی کمتری دارند ("موش‌های کم‌هوش")—در حالی که در واقع تمام موش‌ها به‌طور تصادفی تقسیم شده بودند. نتایج شگفت‌انگیز بود: موش‌های گروه "باهوش" عملکرد بهتری داشتند.

دکتر رابرت روزنتال، روان‌شناس اجتماعی که در سال ۲۰۲۴ درگذشت، دریافت که انتظارات حتی اگر ناآگاهانه و ظریف باشند، می‌توانند نتیجه نهایی را تغییر دهند. دانشجویانی که باور داشتند با موش‌های باهوش‌تری کار می‌کنند، آن‌ها را خوش‌رفتارتر و دوست‌داشتنی‌تر توصیف می‌کردند و با آن‌ها مهربان‌تر رفتار می‌کردند. به نظر می‌رسید همین رفتار متفاوت باعث موفقیت بیشتر موش‌ها شده است.

از آزمایشگاه به کلاس درس

روزنتال این یافته‌ها را به دنیای آموزش تعمیم داد. در همکاری با لِنور جاکوبسون، مدیر یک دبستان در سان‌فرانسیسکو، آزمایشی انجام شد که در آن معلمان باور کردند برخی دانش‌آموزان بر اساس یک "آزمون هوشی ساختگی" (تحت عنوان "آزمون هاروارد برای پیشرفت ذهنی") در آستانه شکوفایی تحصیلی هستند. این دانش‌آموزان به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، اما عملکردشان در پایان سال به‌طور چشمگیری از دیگران بهتر بود—مخصوصاً در سنین پایین‌تر.

روزنتال این پدیده را "اثر پیگمالیون" نامید، برگرفته از افسانه‌ای یونانی که در آن مجسمه‌سازی به تندیسی که ساخته بود دل می‌بازد، و آن را زنده می‌کند. این اثر بیان می‌کند که باور ما نسبت به توانایی دیگران می‌تواند واقعیت را شکل دهد.

پذیرش و انتقاد

کتاب پیگمالیون در کلاس درس با استقبال و نقدهایی روبرو شد. طرفداران، یافته‌ها را اثباتی بر تأثیر شگرف انتظارات معلمان دانستند، به‌ویژه در مورد دانش‌آموزان از اقشار کم‌برخوردار. اما منتقدان معتقد بودند این رویکرد پیچیدگی‌های آموزشی را ساده‌سازی می‌کند و بار مسئولیت ناکامی دانش‌آموزان را تنها بر دوش معلمان می‌گذارد، در حالی‌که عوامل گسترده‌تری مانند فقر و تبعیض ساختاری نیز نقش دارند.

با گذر زمان و انجام تحلیل‌های فراتحلیلی توسط روزنتال و همکارانش، این نتایج تأیید شدند—در حوزه‌های مختلف از مدرسه تا دادگاه، درمانگاه و ارتش.

نشانه‌های غیرکلامی و همدلی

روان‌شناس دنیل گولمن در دهه ۱۹۸۰ با تمرکز بر ارتباطات غیرکلامی—مانند تن صدا، زبان بدن و حرکات—یافته‌های روزنتال را گسترش داد. او نشان داد که پیام‌های غیرکلامی، گاهی بیش از کلمات، انتظارات ما را منتقل می‌کنند. مثلاً اگر لحن قاضی سرد یا منفی باشد، حتی در صورت گفتن جملات بی‌طرفانه، هیئت منصفه ممکن است آن را تهدیدآمیز تلقی کند.

در حوزه درمان نیز، وقتی لحن صدای درمانگر ناهمدلانه یا انتقادی برداشت شود، بیماران احساس می‌کنند مورد قضاوت قرار گرفته‌اند. دکتر هلن ریس، روان‌پزشک، با آموزش همدلی غیرکلامی به پزشکان، موفق شد رضایت بیماران و کیفیت ارتباطات درمانی را به‌طور قابل توجهی ارتقاء دهد.

پیامدهای عملی

روزنتال هشدار داد که نمی‌توان این یافته‌ها را به قالب یک «جعبه ابزار» ساده برای موفقیت تبدیل کرد. او تأکید کرد که ارتباط مؤثر، ترکیبی از نشانه‌های کلامی، غیرکلامی و عاطفی است و نباید تک ‌موقعیت‌ها را بدون زمینه تفسیر کرد.

یکی از پیام‌های کلیدی او این بود که خودآگاهی نسبت به انتظارات و سوگیری‌های درونی، نخستین گام در جهت بهبود تعاملات انسانی است—چه در نقش معلم، درمانگر، والد یا مدیر.

بازتاب‌های عملی در زندگی

در کارگاه‌های آموزشی، معلمان و متخصصان سلامت روان اغلب اعتراف کرده‌اند که ناخواسته از برخی افراد انتظار بیشتری دارند، و این می‌تواند موجب بازتولید موفقیت یا شکست در دیگران شود. درک این سازوکار می‌تواند به ما کمک کند با همدلی و حمایت بیشتر با دیگران تعامل کنیم.

سخن پایانی

در پایان این سخن نغز گوته گویای جوهره این اثر است:

«با انسان‌ها طوری رفتار کن که گویی همان چیزی هستند که باید باشند، آنگاه به آن چیزی تبدیل می‌شوند که قادر به شدنش هستند»

وقتی به توانایی‌های دیگران ایمان داشته باشیم و مطابق آن رفتار کنیم، نه‌تنها به شکوفایی آن‌ها کمک می‌کنیم، بلکه خود نیز رشد می‌کنیم.

 

لینک مطالعه مقاله اصلی در سایت روان‌شناسی روز:

https://www.psychologytoday.com/us/blog/raising-resilient-children/202505/understanding-the-pygmalion-effect


[1] اثر پیگمالیون در روان‌شناسی از همان اسطوره‌ی پیگمالیون الهام گرفته شده، چون موضوع اصلی‌اش «تأثیر انتظارات بر واقعیت» است؛ یعنی اگر از کسی انتظار موفقیت داشته باشی، احتمال بیشتری دارد که آن فرد واقعاً موفق شود. در اسطوره‌ی یونانی، پیگمالیون تندیسی می‌سازد و آن‌قدر شیفته‌اش می‌شود، آن‌قدر به آن عشق می‌ورزد و آرزو می‌کند که زنده شود، تا اینکه واقعاً زنده می‌شود. در روان‌شناسی، اثر پیگمالیون یا اثر انتظارات هم همین را نشان می‌دهد.


به اشتراک بگذارید :